القاضي ابن البراج
مقدمه 20
شرح جمل العلم والعمل
ديگر از تلاميذ قاضى ، شيخ محمد بن علي بن الحسن حلبى « 46 » و نيز دو فرزند قاضى بنام استاد أبو القاسم و استاد أبو جعفر ( كه خود در شمار مشايخ روايتى راوندى و سروىاند ) نام برده شده است . ولى شاگردان قاضى را نبايد به همين عده از مشاهير منحصر دانست . زيرا طبق سيره ، معمولا دانشمندان همعصر يا متأخر از همعصران يا متقدمان زمانى خود نقل حديث و استفادهء علمى ميكردهاند . اجتهاد قاضى : در خاتمه مناسب مىنمود راجع بسخن مشهور كه علماى متأخر از شيخ را مقلده تعبير نمودهاند اظهارنظر شود . زيرا تعميم اين قول با اجتهاد قاضى منافات دارد درصورتيكه قاضى فقيهى صاحبنظر بوده است و بر خلاف مشهور كه دوران پساز شيخ را تا زمان ابن ادريس دورهء ركود فقه شيعه شمردهاند قاضى داراى آراء فقهى خاصى بوده است چنان كه در پارهاى از مسائل با شيخ نيز مخالفت نموده و حتى براى تأييد نظريهء خويش با استاد مباحثه ميكرده و أحيانا وى را اقناع مينموده است . چنان كه داستان بحث ويرا درمورد آب قليلى كه با نجس ملاقات كند از مهذب نقل كرديم . علاوه كه در قسمتى از مسائل ، بخصوص تحرير نوشتههاى سيد مرتضى با شيخ طوسي مشاركت داشته چنان كه در همين كتاب پس از نقل جواز اخراج قيمت زكات فرمايد : و قد ذكر في ذلك ما أشار اليه صاحب الكتاب رضى اللّه عنه من الرواية الواردة من الدرهم أو الثلثين و الأحوط اخراجها بقيمة الوقت
--> ( 46 ) - ضمن اجازه شهيد بعبد العلى بن نجده به اين مطلب تصريح شده است ( رك اجازات بحار الأنوار ) .